احمد بن حسين بن على كاتب

73

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

بسيار حاصل آمد و از شام بازگشت و به تبريز آمد و بسيار عمارت بساخت ، مثل « شنب « 1 » غازان » كه در دار السلطنهء تبريز واقع است كه در عالم خود نظير نداشت و آن عمارت مشهور است . و او را فرزند نبود و پادشاهى عادل بود و در سال ثلاث و سبعمائه غازان خان وفات كرد . و چون امرا عزاى او بداشتند بر برادر او الجايتو بيعت كردند . / 77 / خبر سلطنت الجايتو سلطان در تبريز چون الجايتو سلطان [ 92 ] تاج بر سر نهاد به اطراف ولايت مردم را استمالت فرستاد و تمام ممالك منقاد او شدند و در او جان تبريز پيغمبر را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خواب ديد و مسلمان شد و نام او در خواب محمّد فرمود و او را سلطان محمّد خدابنده خوانند و او علما را بطلبيد و تحقيق مذاهب كرد و علماى ائمهء اربعه با يكديگر بحثها كردند و مولانا جمال الدين [ ابن ] مطهّر « 2 » از فحول علماى شيعه بود « 3 » و مجتهد . و سلطان محمّد ميل مذهب شيعه داشت . ابن مطهّر بر ائمهء اربعه فايق آمد و سلطان محمّد مذهب شيعه اختيار كرد و بفرمود كه داغى بساختند و نام ابو بكر بر سر داغ نقش كردند و موالى سنت و جماعت « 4 » را فرمود كه داغ بر پيشانى نهادند و خطبه و سكّه به نام دوازده امام كرد و تمام بلاد به حكم ضرورت متابعت كردند ، مگر اهل اصفهان كه مولانا نظام الدين اسحق منع فرمود . اين خبر به سلطان رسيد بفرمود تا مولاناى مشار اليه را محبوس كردند و به تبريز بردند و او با علما بحث كرد و ايشان را ملزم گردانيد . سلطان قهر كرد و بفرمود كه او را بسته در شيرخانه انداختند . شيران او را مضّرت نرسانيدند ! سلطان دست ازو بازداشت « 5 » . سلطان محمّد فتح شام كرد و بازگرديد و سلطانيه بساخت و جهت مدفن خود در سلطانيه مدرسه و گنبدى از سنگ تراشيده بنا كرد و بر گرد آن گنبد هشت منار [ 93 ] بساخت و بر گنبد به خط خواجه عبد اللّه صيرفى سورهء « فتح » بنوشت و اين عمارت مشهور است . / 78 /

--> ( 1 ) . ف : شام . ( 2 ) . م : سديد الدين مطهر حلوى و شيخ جمال الدين حلى رحمة اللّه عليه . ( 3 ) . مل : بودند . ( 4 ) . م : آن جماعت . ( 5 ) . مل : بداشت .